حسن حسن زاده آملى
136
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
كه قال الباقر عليه السّلام : « اللّه معناه المعبود الّذى أله الخلق عن درك مائيّته و الاحاطة بكيفيّته » . و در باب دوم آنكه باب توحيد و نفى تشبيه است از ثامن الحجج عليه السّلام روايت كرده است : « خلق اللّه الخلق حجاب بينه و بينهم و مباينته إيّاهم مفارقته إنّيّتهم - الخ » . از اين گونه روايات متعدّد نقل شده است . در روايات بسيار از اهل بيت وحى حّد و مائيّت از بارى تعالى نفى شده است چون مائيّت كه همان ماهيّت است دلالت دارد بر حدود اشياء كه عبارت از اجزاى قوامى آنها أعنى جنس و فصل آنها و يا بمنزلهء جنس و فصل آنهاست كه مستلزم تركيب است سبحان من لا يحدّ « 1 » . و اگر در روايات ديگر مائيّت به بارى تعالى اسناد داده شد مائيّت به معناى اعمّ است كه به معنى ما به الشّىء هو هو است زيرا متشابهات بايد به امّهات برگردد . شواهد روايى در اينباره بسيار داريم علاوه اينكه اين روايات معاضد عقلاند . چون اصالت وجود كالشمس فى رابعة النهار است در اينباره سخن كوتاه كنيم و به نقل چند جملهاى از خزائن حقائق الهيّه كه لفظ وجود و موجود در آنها به كار رفته است تبّرك جوييم : از شاه اولياء امير المؤمنين على عليه السّلام سؤال كردند كه وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست « 2 » . و فرزندش امام سوم سيّد الشهداء عليه السّلام در دعاى عرفه فرموده است : « كيف يستدلّ عليك بما هو فى وجوده مفتقر إليك « 3 » » . جماعتى از رهبان به حضور سيّد الأوصياء امير المؤمنين على عليه السّلام تشّرف حاصل كردند و از وجه اللّه پرسيدند كه آيا در كتاب پيغمبر شما وجه اللّه آمده است ؟ گفت : آرى . پرسيدند : تفسير آن چيست ؟ .
--> ( 1 ) - « توحيد » صدوق ( ره ) باب 6 حديث امام هشتم ( ع ) . ( 2 ) - « كشف الحقائق » نسفى ص 31 . ( 3 ) - « اقبال » سيّد ابن طاوس ص 349 .